امروز ساعت 4 از پل کالج شروع کردم به حرکت به سمت انقلاب.تا چشم کار می کرد نیرو بود اعم از گارد ویژه,نیروی انتظامی,لباس شخصی,حتی افسرای راهنمایی و رانندگی که همگی ردیف وایستاده بودند.آقای خامنه ای اولین چیزی که باعث شد به تو بخندم اونجا بود که با باتوم هاشون میزدند روی سپرهاشون تا به اصطلاح خودشون ایجاد رعب و وحشت کنند!!! ولی دریغ از یک دلهره در دل این مردم عاشق آزادی.دومین جایی که دلم به حالت سوخت اونجا بود که دیدم حداقل 60درصد لباس شخصیات با تمام لطف حتی سنشون به زور به 15 میرسید. نمیخوام بگم 15 ساله چیزیشه نه من خودمم سنی ندارم اما ببین کارت به کجا رسیده که باید نیروهای جوون به میدون بیاریو نیروهای باتجربت دیگه نمیتونن دست روی مردمشون بلند کنن(البته اکثرشون).سومین جایی که دلم برات سوخت اونجایی بود که یه موتوری لباس شخصی جلومو گرفتو با لحن بدی باهام صحبت کرد و موتورشو روند رو من اما این اون بود که به قول معروف .... شد و گازشو گرفتو رفت.امروز تمام قدرتتو نشون دادی ولی میبینی که با تمام قدرتت هم نتونستی جلوی خواست به حق مردم ایران زمین رو بگیری.اینو لا تمام وجودم میگم که آقای خامنه ای امروز نابودی کامل تورو به چشم خودم دیدم.
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
پاسخ دادنحذفگيرم كه ميزني..
پاسخ دادنحذفگيرم كه ميبري ..
گيرم كه ميكشي ..
به رويش ناگزير جوانه چه مي كني......