۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

چه کنیم از دست جمهوری اسلامی!

امروز یه نصاب اوردم که یوتلستمون که به هم ریخته بود رو تنظیم کنه.نزدیک به ۳ ساعت و خورده ای ور رفتن آخرشم با کیفیت در حد ۵۰ واسم گرفته.بهش میگم چرا اینجوریه پس.میگه از برکات وجود جمهوری اسلامیه.تازه تو هاتبردم چون فرکانس gem music با فرکانس صدای آمریکا و بی‌بی‌سی تو یوتل یکیه(۱۰۷۲۰)اونم تو هاتبرد قطعه.‌مثلا رفته بودم یه نصاب فوق حرفه ای گیر آورده بودم. واقعا دیگه نمیدونم از دست نظام مقدس جمهوری اسلامی چیکار کنم!

۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

یک سال از دفن مخفیانه اجساد یخ زده گذشت

۲۲ و ۲۳ و ۲۴ تیر ۸۸ را یادتون هست؟یک سال ازاون روزها گذشت.۳روزی که بهشت زهرا در شب اون ۳روز به خود لرزید.۳شبی که سردخانه های بهشت زهرا پذیرای اجساد یخ زده‌ای بودند که معلوم نبود کجا و کی کشته شده بودند.اجسادی که چون در یخچال‌های صنعتی نگهداری شده بودند به حالت مربعی شکل درآمده بودند.جسدهایی که همگی از ناحیه مقعد خونریزی کرده بودند و زن‌ها نیز علاوه بر آن از ناحیه آلت تناسلی وضعیت اسفباری داشتند.جنازه‌هایی که در بازداشتگاههای رژیم مثلا اسلامی معلوم نبود چه بلایی سرشان آمده بود.معلوم نبود اگر آن کارکن باشرف بهشت زهرا نبود کی و چگونه از این جنایت رژیم باخبر میشدیم. بخشت زهرا در آن ۳شب چیزهایی را دید که شاید در تمام مدت تاسیسش کم دیده بود.این یکی از جنایات بی شمار این رژیم است که تپسط یک فرد باشرف برملا شد ولی این رژیم انقدر جنایات داشته و ما از آنها بیخبریم که حد ندارد. این جسدها بی نام و نشان دفن شدند ولی بی نام و نشان نماندند چون در راه حق کشته شدند و حق همیشه پیروز است و اگر خداوند بخواهد همه چیز ممکن است و این جنایت رژیم پوشیده نماند تا همگان بدانن این اجسادی که بلاهای یسیاری بر سرشان آمده بود چگونه و کی دفن شدند تا به قول معروف روسیاهی به ذغال بماند.روحشان شاد...

۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

جنبش متکثر

 تفاوت در راه و راهکار، تفاوت در بینش و برداشت‌های متفاوت از جامعه همه و همه چیزی‌است که باعث تکثر و یا به بیان بهتر تفاوت در میان مردمی می‌شود که همه خاستگاه‌شان رسیدن به دموکراسی است.
تعریف مهاجرانی از جنبش سبز، صحبت‌های میر حسین موسوی در باب تکثر در جنبش و تمامی گفتمان‌ها و متن‌هایی که در این مدت در رسانه‌ها چرخ خورده است نشان از نگرانی برخورد این تفاوت ها دارد، تفاوت‌هایی که برخی اسرار دارد زیر لوای یک رنگ جا بدهندش و دیگرانی برای رنگها چهارچوب می‌کشند.
اما دراین میان حقیقتی که انکار پذیر نیست وجود این تفاوت‌هاست و مهم‌ترین نکته پیدا کردن راهی است تا بتوان این اختلافات را با گفتگو و تعامل حل کرد، نقطه مشترکی که می‌توان آن را میثاق جنبش دانست گفتگو و تعامل است، دو عنصری که می‌توانند راه گشای این همه تفاوت در نگرش باشد.
اینکه از جنبش متکثر صحبت می‌کنم و نه جنبش سبز متکثر، ناشی از آن است که معتقدم لزومی ندارد تکثر در قالب رنگ سبز خود را عیان کند و لزوما نباید جنبش سیاسی درایران را به یک رنگ و یک ایدئولوژی خلاصه کرد، نکته‌ای که می‌تواند ما را نه تنها در راه رسیدن به دموکراسی همراهی کند بلکه برای ساختن فردایی بهتر همراه باشد همین تفاوت در دیدگاه ها و حل و فصل آنها با گفتمان است.
ما باید بیش از آن که زمان و انرژی خود را صرف این نکته بکنیم که آیا جنبش سبز می‌تواند متکثر باشد یا که نه؛ باید به جامعه متکثر خود فکر کنیم و راهی برای تعامل با جنبش‌های دیگر پیدا کنیم، احزاب اصلاح‌طلب و اپوزیسیونی که سال‌ها فعالیت کرده اند می‌توانند و باید با ایجاد گفتمان راه را برای ساختن فردا باز کنند.
گفتمان در چهارچوب احزاب اصلاح‌طلب و یا برانداز و یا حتی اقتدارگرا نمی‌تواند ما را به افقی روشن رهنمود کند، بلکه این گفتمان بر مبنی حقیقت جامعه ایران است که باید ایجاد شود و تمامی موانع بر سر راه رسیدن به دموکراسی را طی کند.
با درک درست جامعه ایران میتوان به این نکته رسید که نه تمامی مردم بر حاکمیت امروز اعتماد دارند و نه به اصلاح طلبان ایمان و نه به اپوزیسیون اعتقاد بلکه جامعه از انبوهی از این اعتقادات استوار است که می‌تواند نوید پیشرفت ما باشد. لزومی ندارد که تمامی مردم زیر چتر جنبش سبز گرد هم آیند و یا بر عکس زیر چتر اپوزیسیون برانداز، نیازی که هست برداشت درست سیاسیون از جامعه و برنامه‌ریزی برای پیمودن راه و انتخاب بهترین راهکارها است.
می‌توان از جنبشی متکثر صحبت کرد و به آن امید داشت. جنبشی که تمامی مردم را اگر چه بر زیر یک چتر جمع نمی‌کند اما می‌تواند آنها را به راهی مشترک امید دهد. نکته‌ای که در میان اختلافات سیاسی گم شده است اصل دموکراسی است اصلی که باید به آن تن دهیم اصلی که ما را مجبور می‌کند تا مخالف را به رسمیت بشناسیم و برای رسیدن به نقطه سازندگی با آنها وارد گفتگو شویم.
تعامل و گفتگو لازمه پویایی جامعه سیاسی ماست. کسانی که از انتقاد گله می‌کنند و رهبران خود را انتقاد ناپذیر می‌دانند اصل اساسی دموکراسی را فراموش کرده‌اند، رهبران جنبش‌ها باید نقد شوند تا گفتمان راه گشا در جامعه خود را پیدا کند و بتواند راه کار درست را به جامعه تزریق کند، نباید از منتقدین سیاست ورزی را انتظار داشت و تنها می‌توان آنها را به انصاف دعوت کرد و به آنها اطمینان داد که نقادی سازنده است.
بهترین راه نه تنها برای پیش برد اهداف امروز جامعه بلکه برای ساختن فردا تعامل و گفتمان است. گفتمانی که می‌تواند مخالف‌ترین‌ها را بر سر یک میز بنشاند تا آینده ساخته شود.
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار
سایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد

 آرش حسینی پژوه

۱۳۸۹ تیر ۱۹, شنبه

تنوع برداشت از تعطیلات دولتی!

ساعت هشت صبح روز تعطیل ( روز مبعث ) در صف نانوایی یکی از مناطق میانی تهران یکی باتردید به بغل دستی می گوید :
دولت ، فردا و پس فردا رو تعطیل اعلام کرده ؟!
بغل دستی : نه نشنیدم . برای چی؟!
سومی : برای گرمی هوا . مثل اینکه دیشب تلویزیون اعلام کرده .
یکی دیگر: آره . من صبح از رادیو فرهنگ شنیدم . فقط بانک ها بازن .
سپس شروع کرد به شمردن پنج استانی که تعطیل اعلام شد .
یکی از انتهای صف : تهران هم تعطیله ؟
نفر جلویی : آره . گرما چهل پنجاه درجه است بابا .
یکی آرام تر می گوید به حدی که کسی نشنود : این مملکت هم که همش تعطیله .
صدایی که معلوم نیست از کجای صف است : همینه دیگه ! بگو خواب مضاعف نه کار مضاعف .
شاطر پس از آنکه با چنگک ، نان تافتون را روی پیش خوان می گذارد :
اگه بحث گرماست پس ما چکار کنیم که همش جلوی آتشیم ؟!
کسی به او پاسخ نمی دهد .
ساعت پنج عصر همان روز تعطیل در میدان تره بار :
مشتری خطاب به میوه فروش :
علی آقا فقط شما میوه فروشا بازین .
میوه فروش : تعطیله دیگه . ما هم که هستیم برا اینه که میوه ها خراب میشن .
مشتری : علی آقا فکر می کنی این تعطیلی ها واقعا برای گرمی هوا بوده ؟!
میوه فروش نگاهی به دور و برش می کند و می گوید : نه عزیز جان ساده نباش . چون بازار بر سر مالیات اعتصاب کرده بودن و کارارو تعطیل کرده بودن اینا می خوان این تعطیلی رو با اون قاطیش کنن که معلوم نشه !
مشتری : ولی دولت که عقب نشینی کرده .
میوه فروش با تحکم بیشتر : نه بابا ، داستان ادامه داره .
ساعت شش عصر همان روز در داخل اتوبوس شرکت واحد :
اولی : با اونکه الان ساعت شیشه ، هنوز گرما نیفتاده .
دومی : برا همینه که دولت این روزا رو تعطیل اعلام کرده .
سومی : نه بابا فکر می کنی برای این گرماست ؟! چقدر ساده ای ! برای هجده تیره .
مسافر دیگر وارد این مباحثه می شود :
هجده تیر که دیروز بود و تموم شد و رفت و هیچ خبری هم نبود .
دوباره سومی : نه اینا نگران روزای بعدشن . برای همین این چندروزو تعطیل کردن که به اوضاع مسلط باشن .
یکی با خنده : یعنی واقعا برای گرمای هوا نبوده ؟ راستش هرکی یه چیزی میگه . منم موندم که ببینم واقعا کدومش به واقعیت نزدیکتره .
با مجله دنیای جدول خودش را باد می زند و می گوید ولی اونچه که الان دارم حس می کنم این واقعیته که دارم می پزم .

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

میرحسین؛ناجوانمردانه به تو خنجر می‌زنیم.

تا ۱ ماه قبل از انتخابات از تحریمی‌های انتخابات بودم و مخالف سرسخت جمهوری مثلا اسلامی.به هیچ عنوان به هیچ یک از افراد این نظام امیدی نداشتم و تک تک اونارو آدم هایی دروغگو و کثیف میدونستم.تا رسید به نزدیکی های انتخابات که چیزی به کودتا نمونده بود.اصلا دوست نداشتم رای بدم ولی هرشب از خونه میزدم بیرون ببینم مردم چه حال و هوایی دارند.اصلا نمیتونستم باور کنم اینا همون مردمی بودن که تا تنت بهشون میخورد فحش خوارمادر نثارت میکردند.انگار از یه کره دیگه اومده بودند.همه با هم خوب بودند چون هدفشون یکی بود.اونا یه چیزیو که خیلی وقت بود گم کرده بودند دوباره پیدا کرده بودند و اون چیزی نبو جز امید.اما این امید رو کی به اونا داده بود.کسی که ۲۰ سال از سیاست دور بود ومن حتی یک بار هم قیافه این شخص رو ندیده بودم تو عمرم.شخصی به نام میرحسین موسوی خامنه که به قول خودش با احساس خطر کردن به صحنه اومده بود.کسی که باعث شد امثال من تحریمی هم انگشتمون جوهری بشه حتی اگه از این نظام متنفر باشیم.انتخابات برگزار شد و اون کودتا.۲۴ خرداد بود که میرحسین گفت تا آخرش می ایسته و تسلیم این صحنه آرایی نمیشه.اون موقعشم خیلی ها فکر نمیکردند که میرحسین واقعا سر حرفش وایسته و حتی تو این راه خواهرزاده اش رو هم بده.اما با کمال بی انصافی امروز داریم محاکمه اش میکنیم که داره باحکومت سازش میکنه و دستی پشت پرده است. موسوی با اوناست و مهره ی خامنه ایه. نمیدونم چطور ممکنه بگیم میرحسین مهره اوناست. کسی که خودش جرقه این جنبش رو زد حالا بگیم با اوناست.خیلی جالبه واقعا دست مریزاد به این تحلیل.نمیخوام زیاد کشش بدم ولی اشکال کار از میرحسین نیست ما باید اشکال رو تو خودمون جستجو کنیم.موسوی سر حرفش وایستاده و عقبم نکشیده.من به این تحلیل های کلمه کاری ندارم چون میدونم اینها حرف میرحسین نیست ولی از خودمون بپرسیم آیا به حرف میرحسین که میگه آگاهی‌هارو گسترش بدیم گوش دادیم که ازش انتظار داریم ما هرچی میگیم اونم انجام بده؟

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

مراسم سالگرد علیرضا افتخاری,شهید جنبش سبز,جمعه برگزار شد

مراسم سالگرد این شهید جنبش سبز که در ۳۰ خرداد سال گذشته بر اثر اصابت گلوله بر سرش به شهادت رسید,جمعه در بهشت زهرا و س\س در حسینیه دریانی ها در شهرآرا برگزار شد.


وی از کارکنان روزنامه ابرار بود و دارای مدرک مهندسی در رشته کشاورزی بود.علیرضا افتخاری در زمان شهادت ۲۹ ساله بود و متولد ۳ خرداد سال ۵۹ است.پیکر این شهید در روز ۹تیر سال ۸۸ یعنی ۱۰روز پس از شهادت او به خانواده اش تحویل داده میشود و از آنها خواسته میشود که بگویند فرزندشان بر اثر تصادف مرده است.روحش شاد...

۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

مراسم سالگرد علیرضا افتخاری,از شهیدان جنبش سبز,امروز ساعت۱۶:۳۰ بر سر مزار او در قطعه ۲۵۷ برگزار میشود

مراسم سالگرد علیرضا افتخاری امروز ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه بر سر مزار او در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا برگزار میشود.علیرضا افتخاری,یکی از شهیدان جنبش سبز است که در روز ۳۰خرداد بر اثر اصابت گلوله بر سر او به شهادت رسید.وی از کارکنان روزنامه ابرار بود و دارای مدرک مهندسی در رشته کشاورزی بود.علیرضا افتخاری در زمان شهادت ۲۹ ساله بود و متولد ۳ خرداد سال ۵۹ است.پیکر این شهید در روز ۹تیر سال ۸۸ یعنی ۱۰روز پس از شهادت او به خانواده اش تحویل داده میشود و از آنها خواسته میشود که بگویند فرزندشان بر اثر تصادف مرده است.خانواده این شهید از ترس نیروهای امنیتی سالگرد این شهید را امروز در ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه بر سر مزار او برگزار میکنند.مسلما حضور تک تک ما موجب تسلی خاطر این خانواده و شادی روح این شهید جنبش سبز میشود.روحش شاد و راهش پررهرو باد.