۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

جنبش متکثر

 تفاوت در راه و راهکار، تفاوت در بینش و برداشت‌های متفاوت از جامعه همه و همه چیزی‌است که باعث تکثر و یا به بیان بهتر تفاوت در میان مردمی می‌شود که همه خاستگاه‌شان رسیدن به دموکراسی است.
تعریف مهاجرانی از جنبش سبز، صحبت‌های میر حسین موسوی در باب تکثر در جنبش و تمامی گفتمان‌ها و متن‌هایی که در این مدت در رسانه‌ها چرخ خورده است نشان از نگرانی برخورد این تفاوت ها دارد، تفاوت‌هایی که برخی اسرار دارد زیر لوای یک رنگ جا بدهندش و دیگرانی برای رنگها چهارچوب می‌کشند.
اما دراین میان حقیقتی که انکار پذیر نیست وجود این تفاوت‌هاست و مهم‌ترین نکته پیدا کردن راهی است تا بتوان این اختلافات را با گفتگو و تعامل حل کرد، نقطه مشترکی که می‌توان آن را میثاق جنبش دانست گفتگو و تعامل است، دو عنصری که می‌توانند راه گشای این همه تفاوت در نگرش باشد.
اینکه از جنبش متکثر صحبت می‌کنم و نه جنبش سبز متکثر، ناشی از آن است که معتقدم لزومی ندارد تکثر در قالب رنگ سبز خود را عیان کند و لزوما نباید جنبش سیاسی درایران را به یک رنگ و یک ایدئولوژی خلاصه کرد، نکته‌ای که می‌تواند ما را نه تنها در راه رسیدن به دموکراسی همراهی کند بلکه برای ساختن فردایی بهتر همراه باشد همین تفاوت در دیدگاه ها و حل و فصل آنها با گفتمان است.
ما باید بیش از آن که زمان و انرژی خود را صرف این نکته بکنیم که آیا جنبش سبز می‌تواند متکثر باشد یا که نه؛ باید به جامعه متکثر خود فکر کنیم و راهی برای تعامل با جنبش‌های دیگر پیدا کنیم، احزاب اصلاح‌طلب و اپوزیسیونی که سال‌ها فعالیت کرده اند می‌توانند و باید با ایجاد گفتمان راه را برای ساختن فردا باز کنند.
گفتمان در چهارچوب احزاب اصلاح‌طلب و یا برانداز و یا حتی اقتدارگرا نمی‌تواند ما را به افقی روشن رهنمود کند، بلکه این گفتمان بر مبنی حقیقت جامعه ایران است که باید ایجاد شود و تمامی موانع بر سر راه رسیدن به دموکراسی را طی کند.
با درک درست جامعه ایران میتوان به این نکته رسید که نه تمامی مردم بر حاکمیت امروز اعتماد دارند و نه به اصلاح طلبان ایمان و نه به اپوزیسیون اعتقاد بلکه جامعه از انبوهی از این اعتقادات استوار است که می‌تواند نوید پیشرفت ما باشد. لزومی ندارد که تمامی مردم زیر چتر جنبش سبز گرد هم آیند و یا بر عکس زیر چتر اپوزیسیون برانداز، نیازی که هست برداشت درست سیاسیون از جامعه و برنامه‌ریزی برای پیمودن راه و انتخاب بهترین راهکارها است.
می‌توان از جنبشی متکثر صحبت کرد و به آن امید داشت. جنبشی که تمامی مردم را اگر چه بر زیر یک چتر جمع نمی‌کند اما می‌تواند آنها را به راهی مشترک امید دهد. نکته‌ای که در میان اختلافات سیاسی گم شده است اصل دموکراسی است اصلی که باید به آن تن دهیم اصلی که ما را مجبور می‌کند تا مخالف را به رسمیت بشناسیم و برای رسیدن به نقطه سازندگی با آنها وارد گفتگو شویم.
تعامل و گفتگو لازمه پویایی جامعه سیاسی ماست. کسانی که از انتقاد گله می‌کنند و رهبران خود را انتقاد ناپذیر می‌دانند اصل اساسی دموکراسی را فراموش کرده‌اند، رهبران جنبش‌ها باید نقد شوند تا گفتمان راه گشا در جامعه خود را پیدا کند و بتواند راه کار درست را به جامعه تزریق کند، نباید از منتقدین سیاست ورزی را انتظار داشت و تنها می‌توان آنها را به انصاف دعوت کرد و به آنها اطمینان داد که نقادی سازنده است.
بهترین راه نه تنها برای پیش برد اهداف امروز جامعه بلکه برای ساختن فردا تعامل و گفتمان است. گفتمانی که می‌تواند مخالف‌ترین‌ها را بر سر یک میز بنشاند تا آینده ساخته شود.
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دار
سایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد

 آرش حسینی پژوه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر